دلم وبلاگ براى کلمه دلم ميسوزد
نگاهش هم نميكنم
نميدانم ترك برداشته ، شكسته ، يا مُرده ؟
چه فرق ميكند وقتى به كارم نمى آيد !
بغضم را چه كنم ؟
يا خفه ام ميكند ، يا بايد فريادش كنم
اما ...
بر سرِ كِه ؟
كسى نيست ، چيزى نيست
همه بازى اند ، همه دروغند ، دروغ
بيچاره من ، بيچاره دلم ، بيچاره بغضم ، بيچاره اشكم
برچسب: نویسنده: مبین پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:13
دوم آنكه رفيق است ، همراه است و شايد همدرد
بارانش مى بارد بى منت
وقتى نيمه هاى شب صداى شُرشُرش بيايد
من هستم و فضاى باز و باران و اشك
و شايد او
برچسب: نویسنده: مبین پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:13
هر دو خدا را !
آسمانى و زمينى
چقدر به هم شبيه اند
آنرا مى پرستم ، اين را هم
آنرا نمي بينم ، اين را هم
آنرا همه جا و همه وقت حس ميكنم ، اين را هم
آنرا در خود جارى مى بينم ، اين را هم
آنرا تنفس ميكنم ، اين را هم
برچسب: نویسنده: مبین پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:13
چقدر بد است شك
شك به خودت ، تفكرت ، اعتقاداتت ، استدلالهايت ،
و دو راهى
دو راهى گذشته و آينده
به شكم اعتنا كنم ، گذشته ام بر باد است ، و نكنم ، آينده ام ويران
چه انتخاب دشوارى
چه نعمتى ست زوال عقل و فراموشى
برچسب: نویسنده: مبین پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:13
گاهى با يك لبخند جان ميگيرند
و
گاهى با يك اتفاق ، تمام ميشوند
( نميدانم مال كيست)
برچسب: نویسنده: مبین پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:13